خورشاه بن قباد الحسينى

148

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

دهر دون و از گردش چرخ بوقلمون از فضاى سواد اعظم هند به تنگناى بىهواى اظلم سند رسيده شد . شعر كه « 1 » گذشت بر سر ما آنچه گذشت * چه به دريا و چه كهسار و چه دشت اكنون طاير آرزو از بهر مشاهدهء جمال نيّر عظمت و اجلال بال اقبال مىگشايد ، اميد از رحمت حضرت الهى آن است كه بعد از دريافت دولت دريانوال كه موجب وجود بسى از مرادات است مقالات و حالات ساخته پرداخته آنچه قابل عرض باشد معروض خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى « 2 » . مكتوب مذكور را هفتم شهر شوّال سنهء خمسين و تسعمايه [ 950 ] روانهء درگاه معلّى گردانيد « 3 » . بعد از وصول نامه به پايهء سرير سلطنت مصير حضرت شاه عالمگير را عرق مروّت شاهانه به حركت درآمده فرمان قضا جريان به اسم حكّام بلاد خراسان خصوصا به محمد خان شرف الدين اغلى كه حاكم هرات بود عزّ صدور يافت ، كه چون همايون پادشاه روانهء « 4 » پايهء سرير اعلى است ، بايد كه به شرايط تعظيم و تكريم و استقبال قيام و اقدام نموده در جميع مواد امداد و اسعاد دريغ ندارند و خدمتش را روانهء درگاه معلّى گردانند « 5 » . چون قاصد پادشاه سعادت فرجام مقضى المرام مراجعت نمود و از توجّه و اقبال حضرت شاه عالم مدار شمّه‌اى اظهار كرد ، آن حضرت از روى اميدوارى قدم در طريق اخلاص نهاده از ديار سند به طرف خراسان روان گشت و بعد از وصول به نواحى هرات ، محمد خان بر حكم فرمان به مراسم استقبال قيام و اقدام نموده از لوازم اعزاز و اكرام دقيقه‌اى نامرعى نگذاشت . [ 114 ] پادشاه مدّت بيست روز در باغ زاغان رحل اقامت افكنده

--> ( 1 ) . ت : « و » . ( 2 ) . اين نامه با اختلافى اندك در متن ، در ص 107 جواهر الاخبار ، هم ذكر شده است . ( 3 ) . جواهر الاخبار ، ص 106 : « و در سال احدى و خمسين و تسعمايه ( 951 ) خبر از سيستان آمد كه ميرزا همايون با برادران يك رو شده به درگاه مىآيد و اين مكتوب آمد » . ( 4 ) . ت : متوجّه . ( 5 ) . در مورد نحوهء پذيرايى از همايون شاه ، رك : شاه طهماسب صفوى ، صص 61 - 53 ؛ خلاصة التواريخ ، ج 1 ، صص 12 - 301 .